الشيخ محمد علي الگرامي القمي
63
خدا در نهج البلاغه (فارسى)
3 - چنانچه حركت مادّه با شعورى بيرونى از ذات مادّه همراه نبود ، تصادف ، در ابتدا و هميشهء حركت جاى داشت ، زيرا در هر لحظه ، امكان انحراف از مسير و بازگشت به راههاى انحرافى قبلى يا جديد پابرجاست و خلاصه در تمامى لحظات و حركات ، هزاران دام نهفته است : طى اين مرحله بىهمرهى خضر مكن * ظلمات است بترس از خطر گمراهى پيش از اين ، سخنى از على عليه السّلام را گوشزد كرديم كه فرمود : « ايها المخلوق السوى و المنشا المرعى فى ظلمات الارحام . . . » « 1 » . اين سخن نغز ، آشكار و بىپرده بر احتمال تصادف خط بطلان مىكشد . نقد علمى نظريّهء اصالت مادّه چنانچه گفتيم از ديدگاه علم نيز نظريّه تصادف ره به جايى نمىبرد . « فرانك آلن » دراينباره مىگويد : « پروتئينها جزء اصلّى همهء ياختههاى زنده را تشكيل مىدهند و عبارتند از عناصر : كربن ، هيدروژن ، اكسيژن ، و گوگرد كه شايد در مولكول سنگين وزن آنها ، چهل هزار اتم وجود داشته باشد . چون نود و دو عنصر شيميايى در طبيعت موجود است كه همه بدون نظم و اتفاقى توزيع شدهاند ، اندازهء تصادف و احتمال كنار هم قرار گرفتن آن عناصر براى ساختن مولكولهاى پروتئين و مقدار مادّهاى كه بايستى پيوسته در حال مخلوط شدن باشد و طول مدت زمانى كه براى صورت گرفتن اين
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 162 .